Channel
فشنگهام تموم شد.چراغا رو خاموش کن، بیا بغلم
Updated: 2026-07-09
در آستانهی سال نو و حول حالنای میلادی هستیم. مثل سالهای قبل هیچ اتفاق رو به بهبودی در جهان رخ نداده است. نیروهای شر کماکان در حال زندهماندن هستند و نیروهای خیر یکی پس از دیگری م…
روز یکشنبه که هوا به شکل شکنجهآوری سرد بود، مامور شدم تا چهار تا پسربچهی ده دوازده ساله را از اینور شهر ببرم آنور شهر. با خودم فکر کردم احتمالا کار سختی نیست و بچهها فرشتهاند…
در دوران تعطیلات هستیم. دو روز تعطیلی عید شکرگزاری که خورده تنگِ آخر هفته و شده چهار روز تعطیلات پشت سر هم. مغز و بدن من خیلی به این همه تعطیل بودنِ پشت سر هم عادت ندارد. از صبح دا…
امروز سر ناتاشا داد زدم. همکارم. همان که خیلی حرف میزند و گربهاش را از شوهرش بیشتر دوست دارد و عاشق آرماتور و غلتک پاچهبزی است. همان. صدایم را برایش بردم بالا و با تحکم بهش گفتم…
خیلی سال پیش تیام برایم یک پیدیاف پنجاه صفحهای فرستاد از اکتاویو پاز در باب «تنهایی». اسمش دیالیکتیک تنهایی بود. گمانم تا حالا پنج بار آن را خواندهام. به هر حال اگر از طعم قرمه…
Flags — countries where our network of observers on Telegram recorded this ad being shown in this channel. It's not the advertiser's targeting country: Telegram serves sponsored ads worldwide, and we simply note where the ad appeared in the feed. The channel's main country (by its language) is highlighted in blue; rare placements (under 5%) are collapsed into “+N”.
اتوبان هفتادوپنج راه هر روزهی من برای رسیدن به محل کارم است. یک اتوبان شمالی جنوبیِ ترافیکزده. برنامهی زمانی رفت و آمدم هم با حضرت خورشید هماهنگ است. صبح که میرسم توی اتوبان …
مصطفی! هفتههاست که ننوشتهام. سالهاست که برای تو ننوشتهام. نمیدانم چه شد که دست از نوشتن برایت برداشتم. الان هم قرار نیست بنویسم. نه برای تو و نه برای خودم یا هیچ کس دیگری. فقط…
این نوشته صرفا برشی از رنج دو ساعت گذشتهی من است و هیچ نتیجهی اخلاقی به دنبال ندارد. دارم میروم سفر. سوار هواپیما شدم. خوابم میآید. صندلی من کنار پنجره است. خوشحالم که قرار است…
